يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى

97

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )

والدين بود كه وقت عزيمت سلطان شيخ به زبان درربار فرموده بودند كه دهلى از تو دور است - چون سلطان با فتح و نصرت در افغان پور آمد فرمود كه بر سينهء دشمن پاى داده بسلامت آمدم - اما اين خبر بسمع حضرت شيخ الاقطاب رسيد فرمود كه دهلى از تو دور است - و اين واقعه در ماه مذكور بانجام رسيد * * بيت * جهان گر كنى در تهِ پاى خويش * بخسپى سرانجام بر جاى خويش مدت ملك سلطان غياث الدين تغلق شاه مرحوم چهار سال و چند « 1 » ماه بود و اللّه اعلم بالصّواب و اليه المرجع و المآب « 2 » * ذكر سلطان محمد شاه پسر مهتر سلطان غياث الدين تغلق شاه سلطان محمد شاه پسر مهتر سلطان غياث الدين تغلق شاه بود - چون سلطان تغلق شاه شهيد شد سه روز شرط عزا بجا آورد - در ماه ربيع الاول سنة المذكور در قصر دولت‌خانه بر تخت سلطنت جلوس فرمود - و بعد چهل روز از تغلق‌آباد در دهلي رفت - پيش از آن در شهر قبها بسته بودند و بازارها و كوچها بجامهاى منقّش و رنگين آراسته - و از زمان درآمدن سلطان درون شهر تا آن وقت كه در دولت‌خانه نزول فرمود تنگهاى زر و نقره بر پشت پيلان نهاده « 3 » بر « 4 » خلق نثار و ريختنى ميكردند - و در كوچه و محلت زر ميريختند - و در خانها ميانداختند - چون بعد چندگاه كار مملكت قرار گرفت و هم در اوايل

--> ( 1 ) M . سال و هشت ماه ( 2 ) المآب up to و اللّه M . omits from ( 3 ) M . omits نهاده ( 4 ) M . بر خلق ريختني ميكردند در كوچه و محلت ميريختند چون بعد چندگاه